متن و ترجمهی فارسی آهنگ Shahre Sokoot از عارف العارف
در این صفحه متن اصلیِ «Shahre Sokoot» را میخوانید (۲۰۲۱). برای شنیدنِ همزمان، آهنگ را در اپ اونلیموزیک باز کنید.
متن آهنگ Shahre Sokoot
روزی دل من که تهی بود و غریب از شهر سکوت به دیار تو رسید در شهر صدا که پر از زمزمه بود تنها دل من قصه مهر تو شنید چشم تو مرا به شب خاطره برد در سینه دلم از تو و یاد تو تپید در سینه سردم این شهر سکوت دیوار سکوت ز صدای تو شکست شد شهر هیاهو این سینه من فریاد دلم به لبانم بنشست خورشید منی، منم آن بوته دشت من زنده ام از نور تو ای چشمه نور دریای منی، منم آن قایق خرد ناگه تو مرا می بری بر ساحل دور اکنون تو مرا همه شوری و صدا اکنون تو مرا همه نوری و امید در باغ دلم بنشین بار دگر ای پیکر تو چو گل یاس سپید بر سینه سردم این شهر سکوت دیوار سکوت ز صدای تو شکست شد شهر هیاهو این سینه من فریاد دلم به لبانم بنشست روزی دل من که تهی بود و غریب از شهر سکوت به دیار تو رسید در شهر صدا که پر از زمزمه بود تنها دل من قصه مهر تو شنید چشم تو مرا به شب خاطره برد در سینه دلم از تو و یاد تو تپید بر سینه سردم این شهر سکوت دیوار سکوت ز صدای تو شکست شد شهر هیاهو این سینه من فریاد دلم به لبانم بنشست
این آهنگ را همین حالا با کیفیت بالا بشنوید:
پخش «Shahre Sokoot» در اپ اونلیموزیکدربارهی عارف العارف
Aref al-Aref (1892-1973) روزنامه نگار فلسطینی، مورخ و سیاستمدار بود. او در سال 1891 در اورشلیم متولد شد و در قسطنطنیه ( استانبول) تحصیل کرد و به Al-Muntada Al-Adabi (باشگاه ادبی) پیوست تا زمانی که در طول جنگ جهانی اول به ارتش عثمانی پیوست. او سه سال در یک اردوگاه زندانی در Krasnoyarsk، سیبری، از جایی که پس از انقلاب روسیه فرار کرد و به فلسطین بازگشت. او در دهه ۱۹۵۰ به عنوان شهردار اورشلیم شرقی خدمت کرد، در حالی که الحاق اردنی کرانه باختری بود.