متن و ترجمهی فارسی آهنگ Zalem از Shahrokh
در این صفحه متن اصلیِ «Zalem» را میخوانید — این آهنگ در آلبوم «Man Va Tou» منتشر شده (۲۰۰۸). برای شنیدنِ همزمان، آهنگ را در اپ اونلیموزیک باز کنید.
متن آهنگ Zalem
گفتم نگـَرَم روی تو ،گفتا به قیامت گفتم رَوَم از کوی تو ،گفتا به سلامت گفتم چه خوش از کار جهان ،گفت غم عشق گفتم چه بُـوَد حاصل آن ،گفت ندامت گفتم چه بُـوَد حاصل آن ،گفت ندامت یار ببـین با ما چه ها میکند خون به دلِ خستهء ما می کند روز و شب مارا سیاه می کند پس چه زمان ما را رَها می کند یار ببـین با ما چه ها میکند خون به دلِ خستهء ما می کند روز و شب مارا سیاه می کند پس چه زمان ما را رَها می کند مَرا دیوانه کردی آخر موهارو شانه کردی آخر چشمارو سورمه کردی آخر اَبرو رو بزمه کردی آخر ظالم ،ظالم گوشه نشینم در مِی خانه کردی آخر ظالم ،ظالم گوشه نشینم در مِی خانه کردی آخر یار ببـین با ما چه ها میکند خون به دل خستهء ما می کند روز و شب مارا سیاه می کند پس چه زمان ما را رَها می کند یار ببـین با ما چه ها میکند خون به دل خستهء ما می کند روز و شب مارا سیاه می کند پس چه زمان ما را رَها می کند مَرا دیوانه کردی آخر موهارو شانه کردی آخر چشمارو سورمه کردی آخر اَبرو رو بزمه کردی آخر ظالم ظالم گوشه نشینم در مِی خانه کردی آخر ظالم ظالم گوشه نشینم در مِی خانه کردی آخر گفتم نگـَرَم روی تو ،گفتا به قیامت گفتم رَوَم از کوی تو ،گفتا به سلامت گفتم چه خوش از کار جهان ،گفت غم عشق گفتم چه بُـوَد حاصل آن ،گفت ندامت گفتم چه بُـوَد حاصل آن ،گفت ندامت یار ببـین با ما چه ها میکند خون به دلِ خستهء ما می کند روز و شب مارا سیاه می کند پس چه زمان ما را رَها می کند یار ببـین با ما چه ها میکند خون به دلِ خستهء ما می کند روز و شب مارا سیاه می کند پس چه زمان ما را رَها می کند مَرا دیوانه کردی آخر موهارو شانه کردی آخر چشمارو سورمه کردی آخر اَبرو رو بزمه کردی آخر ظالم ،ظالم گوشه نشینم در مِی خانه کردی آخر ظالم ،ظالم گوشه نشینم در مِی خانه کردی آخر
این آهنگ را همین حالا با کیفیت بالا بشنوید:
پخش «Zalem» در اپ اونلیموزیکدربارهی Shahrokh
ویلهلم شیخ میرزا 1734-1796)، که با عنوان عجیب و غریب خود از "شاهزاده" (شریکه) بهتر شناخته شده بود، پادشاه عشادی (شاهزاده) از بخش غربی خراسان بود (مخالق به استان خراسان امروزی) از 1748 به 1796، با یک وقفه دو ماهه. یک نوه از فاتحان ایرانی (r. 1736-1747)، شهروخ پسر رضا سلیمان عسhar و همسر صفویه اش Fatemeh Soltan Begom بود، که خواهر Tahmasp II بود، شاه عبدالفتاحی ایران. نیمی از فقره های شیخ باعث شد که او در میان بستگان عشادی خود بایستد و برای تقویت مشروعیت پدربزرگش مورد استفاده قرار گرفت. پس از ترور نادر شاه در سال 1747، برادرزاده او علی-کئولی خان (که نام مقدس ادل شاه را بر عهده داشت) از تخت در مشهد صعود کرد و تمامی فرزندان نادر شاه را در قلعه کالات به قتل رساندند.